وبلاگ دکتر مهدی زارع

مکانی برای تبادل نظر و اتاق فکر دکتر مهدی زارع و دوستان...

My Photo
Name: Mehdi ZARE
Location: Tehran, Tehran, Iran

Friday, November 06, 2009

تهران: سنگ مفت، زمين گران!: پايتخت را بايد تغيير داد

در ضمیمه روزنامه اعتماد روز پنج شنبه ۱۴/۸/۸۸ مطلبی با عنوان سنگ مفت، زمین مفت

http://www.etemaad.ir/Released/88-08-14/260.htm#164613
به قلم آقای محمد سرابی منتشر شده، که اشاره به نحوه گسترش بی قاعده تهران دارد و اینکه تصمیم برای پایتخت جدید نیز بی موقع بوده و بدون محاسبه گرفته شده است.

به دلیل حساسیتی که به این موضوع دارم تصمیم گرفتن یادداشتی بنویسم و یادآور شوم که :

اولا خوب است که این موضوع همچنان مورد بحث واقع شود. نقد موضوع، اطلاعات و نظرهای کارشناسی را بیشتر در دسترس عموم قرار می دهد و این تصمیم ملی - تغییر پایتخت - را با درک همگانی همراه می کند.

دوم آنکه در مورد تهران اگر در آغاز بتوان گسترش بی قاعده شهر را با عبارتی نظیر سنگ مفت، زمین مفت - به طنز - توصیف کرد، ولی واقعیت آن است که الان اگر سنگ مفتی هم باشد، ولی زمین به شدت گران است! اصولا هر نوع تصمیم در مورد تهران با اهمیت اقتصادی زمین و مسکن و سرمایه گذاری انجام شده در آن گره می خورد. از سوی دیگر تمرکز امکانات در شهر تهران باعث شده همه سازمانها و وزارتخانه ها و پرسنل آنها تمایل شدیدی بر تجمع در تهران داشته باشند. اطراف و حومه تهران - نظیر کرج، هشتگرد، پردیس و پرند - نیز خود مزید بر علت مشکلات کلانشهر تهران شده که حتما باید مورد توجه دربرنامه ریزی آینده برای تهران قرار گیرد.

سوم آنکه اصل تصمیم خوب و به جا است، لازم است تا برنامه ریزی دقیق برای آن انجام شود. پیچیدگی و هزینه بر بودن آن نباید مانع از اجرای یک برنامه مهم شود. اگر این کار انجام نشود، بیست سال بعد اولا در همین جا که هستیم، خواهیم بود و صد البته مشکلات شهر تهران بیشتر خواهد شد. ادامه وضع آن به عنوان پایتخت ، به مشکلاتش با سرعت بیشتری خواهد افزود. ولی اگر این برنامه تغییر پایتخت و ایجاد یک پایتخت جدید به درستی دنبال شود، بیست سال بعد امید است که علاوه بر شهر تهران ، یک شهر مدرن جدید، با امکانات نوین و قرن بیست و یکمی داشته باشیم که قبل از هر چیز به عنوان زیر ساخت اساسی و مهم برای آینده کشور به چنین پایتخت روزآمدی نیاز داریم که ریسک های مختلف در آن حداق بوده و ایمنی بالا داشته باشد.

Thursday, November 05, 2009

روزنامه نگاري علمي :لزوم حفظ امانت و اجتناب از تقلب علمي

دیروز پس از رخداد زمینلرزه ۱۳ آبان بندرعباس - در ساعت ۲:۵۶ بامداد - یادداشتی در صفحه خود گذاشتم. امروز بعضی از روزنامه ها را دیدم که چگونه اخبار مریوط به این زلزله را منعکس کرده اند.

در روزنامه خبر به تاریخ امروز ۱۴ آبان صفحه ۶ - جامعه - مطلبی با عنوان وضعیت بندر عباس عادی است آمده است. در پاراگاف آخر این مطلب در تشریح تاریخچه لرزه خیزی منطقه بندر عباس آمده است و اشاره به ایکه بندر عباس لرزه خیز ترین شهر ایران است (تا انتهای یادداشت) کلا از یادداشت دیروز من بدون هر نوع ارجاع به منبع مطلب و اشاره به نام من آمده است. متاسفانه این موضوع نشان می دهد که این مطلب که در صفحه جامعه بدون آوردن نام روزنامه نگاری که آن را تهیه کرده آمده است، به صورت تقلب علمی گرد آوری شده است. (متاسفم که این صفت را بیه کار می برم ولی هیچ عبارت دیگری را نمی توان برای این عمل به کارببرم!). کسی که این مطلب را گردآوری کرده می داند که در چه راه غلطی پا گذاشت؟ نمی دانم!.

عین همین کار و متاسفانه بد تر از آن، در روزنامه اسرار، چاپ امروز ۱۴/۸/۸۸ ،انجام شده. در صفحه اول عکسی - ظاهرا از خرابی زلزله دیروز- چاپ شده و زیر عکس و در کنار تیتری با این واژه ها : بندر عباس شهر زلزله (که بر گرفته از همان تعبیری است که من در یادداشت روزانه سایت خود در مورد بندر عباس به عنوان لرزه خیز ترین شهر ایران به کار بردم)، یک پاراگراف مطلب آمده که عینا و کلمه به کلمه بخشی از همان مطلبی است که من دیروز در سایت خود آوردم!. این تقلب آشکار علمی و عدم رعایت امانت متاسفانه به راحتی انجام شده است.

امیدوارم این کار تکرار نشود و جلوی آن گرفته شود

Wednesday, November 04, 2009

عنوان: زلزله بامداد امروز با بزرگاي 4.9در بندرعباس - لرزه خيز ترين شهر ايران

بندر عباس شهری است که بیشترین زمینلرزه ها در طی سال در نزدیکی آن رخ می دهد ، و به این ترتیب باید آن را لرزه خیز ترین شهر ایران نامید. البته این بدان معنی نیست که الزاما مخرب ترین زلزله های فلات ایران در نزدیکی این شهر رخ می دهند. به گزارش شبکه ملی باند پهن پژوهشگاه ، بامداد امروز در ساعت ۲:۵۶ ، زمینلرزه ای با بزرگای ۴.۹ در شمالغرب بندرعباس رخ داد که به گزارش خبرگزاری ایرنا موجب تلفات جانی نشد ولی خساراتی وارد کرده و ۲۰۹ مجروح به جای گذاشته که ۳۸ نفر از آنها بستری شده اند. منطقه بندرعباس با زلزله هاي مهم سرخون در۱۶ اسفند ۱۳۵۳- ۷ مارس 1975 با بزرگاي 6.1 ، زلزله 21 مارس 1977 - اول فروردين 1356- خورگو با بزرگاي 6.9 كه با 156 كشته و چند صد مجروح همراه بود، و زلزله ۶ آذر ۸۴ با بزرگای ۵.۶ - در جزیره قشم- که با ۸ کشته همراه بود و زلزله ۲۰ شهریور ۸۷ با بزرگای ۶.۰ در جنوب غرب بندرعباس- شمال جزیره قشم که ۶ کشته برجای گذاشت، در سی و پنج سال اخیر شناخته می شود.

ضمنا زلزله بامداد امروز پسلرزه ای با بزرگای ۳.۳ در ساعت ۷:۳۴ صبح داشته است.

Tuesday, November 03, 2009

بی خیال زلزله نشوید

گفتگويي با روزنامه جام جم داشتم كه در روز شنبه گذشته منتشر شد كه در اينجا مي آورم:

بي‌خيال زلزله نشويد
جام جم آنلاين: زلزله هم مثل خيلي از ناخوشايند‌هاي ديگر دنيا، درست وقتي منتظرش نيستي از راه مي‌رسد، بهت‌زده‌ات مي‌كند، مي‌ترساندت و يادت مي‌اندازد كه مرگ چه ساده و نابهنگام مي‌تواند در آغوش بفشاردت و طبيعت چه آسان مي‌تواند در هر عصري انسان‌ها را به زانو درآورد، حتي وقتي پي گمشده‌اي مجهول، نقشه فتح كهكشان‌ها را مي‌كشند يا دل ذره‌ها را مي‌شكافند.
زلزله دوهفته‌پيش تهران هم، گرچه بزرگي آن فقط 4 ريشتر بود و تلفات جاني و مالي نداشت، بيدارمان كرد كه شهرمان را، سست و نااستوار در حريمي ممنوع، روي گسل‌هايي فعال ساخته‌ايم و اگر به فكر نيفتيم دير يا زود در تب ناخوش زمين، زير آوار يا در آغوش مرگ، از خواب خوش خرگوشي مي‌پريم، اما گذشته از آن كه زلزله كابوسي ترسناك براي همه آدم‌ها به حساب مي‌آيد، معمولا موجي از حرف و سخن را هم با خود مي‌آورد كه برخي فقط به شايعه پهلو مي‌زنند، اما حتي بيشتر از زلزله ما را مي‌ترسانند.

اين‌كه كدام پچ‌پچ‌هاي پس از زلزله، 25 مهر امسال راست هستند و كدام دروغ، اين كه آيا لرزش زمين در آن بعدازظهر فقط يك پيش‌لرزه به حساب مي‌آيد و بايد چشم انتظار زلزله‌اي با بزرگي بيشتر باشيم يا نه، اين كه كدام مناطق تهران خطرخيزتر هستند و اين كه چرا هنوز نقشه‌اي جامع از وضعيت گسل‌هاي تهران تهيه نشده است به اضافه چندين پرسش كمتر مطرح شده ديگر در اين زمينه، بهانه گفتگوي ماست با دكتر مهدي زارع، معاون پژوهشي پژوهشگاه زلزله و رئيس مركز پيش‌بيني زلزله كه معتقد است: «نگراني گاهي وقت‌ها چيز بدي نيست.»

زلزله تهران شما را هم ترساند؟

اصلا متوجهش نشدم! در دفترم قدم مي‌زدم و انتهاي جلسه مركز ملي پيش‌بيني زلزله بود و ما درباره آخرين نتايج دستاوردها با هم صحبت مي‌كرديم.

بعد چطور؟ نگران نشديد كه شايد يك پيش‌لرزه باشد؟

مساله زلزله در تهران به هرحال يك مساله مهم در كل كشور است؛ اما از نظر علمي يك زلزله 4 ريشتري نمي‌تواند شاخص پيش نشانگر زلزله‌اي بزرگ‌تر باشد. ما زلزله‌هايي با بزرگي 5 يا بيشتر را زلزله متوسط محسوب مي‌كنيم. در برخي موارد ديده شده است كه وقتي دو زلزله با بزرگي 5 يا بيشتر در فاصله زماني كمي از هم رخ دهند، ممكن است مقدمه وقوع يك زلزله بزرگ‌تر باشد، البته نه در هر زمان و هر مكاني.

اما زلزله‌هاي كمتر از 4 ريشتر معمولا هدف مطالعات پيش‌بيني محسوب نمي‌شوند و حتي نمي‌توان دقيقا گسل مسببش را تشخيص داد.

ولي شما اعلام كرديد گسل مسبب زلزله، گسل جنوب شرق تهران بوده است.

بله. من گفتم احتمالا! نمي‌توان مطمئن بود. زلزله پديده‌اي تصادفي و در عين حال تعييني است پس قابل پيش‌بيني است. يعني از يك سو بايد در آينده اين توانايي را پيدا كنيم كه با يك‌سري محاسبات زماني، وقوع زلزله را حدس بزنيم و از سوي ديگر حتي اگر بتوانيم زمان وقوعش را حدس بزنيم ممكن است با وجود محاسبات ما درحدود زماني كه برآورد كرده‌ايم رخ دهد يا ندهد.

زلزله‌هاي شديد با بزرگي 6 يا 7 را هم نمي‌توانيم پيش‌بيني كنيم؟

الان هيچ‌كس نمي‌تواند پيش‌بيني كند، اما بايد درباره‌اش كار كنيم.

شنيده‌ام در برخي كشورهاي پيشرفته‌تر از نظر علمي، مي‌توان زلزله را كمي پيش از وقوعش حدس زد. اين صحت دارد؟

در بعضي از كشورها مثل آمريكا، سال هاست درباره اين مساله در حال تحقيق هستند. آنها بيش از 24 سال است كه در كاليفرنيا مشغول مطالعه‌اند، اما ادعاي پيش‌بيني زلزله را ندارند.

بعد از زلزله بم كه توجه جهاني را برانگيخت، ما مطالعاتي را براي پيش‌بيني زلزله آغاز كرديم. ما در چند سال گذشته 4 پروژه تحقيقاتي در اين زمينه داشته‌ايم و زمينه را فراهم كرده‌ايم.

پيش نشانگرهاي زلزله‌هاي بزرگ چه هستند؟

كميسيون پيشگيري از زلزله انجمن بين‌المللي زلزله‌شناسي و فيزيك درون زمين IASEI تغييرات گاز رادون و تغييرات سطح آب زيرزميني را به عنوان نشانگر‌هاي اصلي معرفي مي‌كنند. يك‌سري هم نشانگرهاي غيرشناخته‌شده ولي گزارش شده‌اي در اين زمينه وجود دارد مثل تغييرات الكترومغناطيسي و... .

فرضيه‌هايي وجود دارد كه بر اساس آنها تغييرات وضع هوا يا چگونگي قرار گرفتن ماه نسبت به زمين هم در بروز زلزله موثر است، شما تا چه حد اين فرضيه‌ها را قبول داريد؟

برخي به اين مسائل معتقدند، اما انجمن بين‌المللي زلزله‌شناسي و فيزيك درون زمين به اين مسائل نپرداخته است. گاهي ممكن است نوعي همزماني تصادفي بين دو واقعه رخ دهد و مردم را به اين نتيجه برساند كه احتمالا بين آنها ارتباطي هست، در حالي كه واقعا به هم ربطي نداشته باشند.

تهران چند گسل فعال دارد؟

معروف‌ترين گسل‌هاي تهران، گسل شمال تهران، ايوانكي در جنوب‌شرقي تهران، ري و كهريزك در منتهي‌‌اليه جنوب تهران و شرق تهران و حوالي بهشت زهراست. گسل‌هاي كوچك فرعي هم تعدادشان كم نيست.

قبول داريد كه از آخرين بررسي‌ها درباره وضعيت گسل‌هاي تهران زمان درازي گذشته است؟

يك دوره كامل مطالعات در اين زمينه، نياز به سرمايه‌گذاري كلان دارد كه در ايران يا انجام نشده يا بسيار محدود بوده است. اما پژوهشگران در اين مدت بيكار نبوده‌اند و از هر فرصتي براي مطالعه بيشتر وضعيت گسل‌ها استفاده كرده‌اند.

به هر حال پژوهش‌هاي علمي براي شناسايي همه گسل‌هاي تهران و موقعيت سازه‌ها نسبت به آنها كامل نيست و اين خطرناك به نظر مي‌رسد.

دليل نمي‌شود اگر سازه‌اي روي گسل ساخته ‌شده باشد، حتما وضعيتش خطرناك باشد. شايد آن گسل اصلا لرزه زا نباشد و مهم به حساب نيايد.

ولي پژوهش‌ها هنوز در تشخيص انواع گسل‌ها و موقعيت دقيق برخي از آنها ناقص است. شايعاتي وجود دارند كه مي‌گويند گسلي مهم از زير بازار بزرگ تهران مي‌گذرد و موسسه ژئوفيزيك، سازمان انرژي اتمي، منابع تامين آب تهران و حتي برج ميلاد روي گسل قرار دارند.

مهم اين است كه در طراحي يك سازه پارامتر‌هاي لازم براي در امان ماندن از زلزله وجود دارند. در مورد برج ميلاد مي‌دانم كه مطالعات خوبي درباره‌اش صورت گرفته است.

مكان‌هاي ديگري كه نام بردم چه وضعيتي دارند؟

در شهري كه حتي بارش تگرگ يا برف ممكن است رفت و آمد را مختل كند يا ساختماني بدون وقوع زلزله فرو مي‌ريزد طبيعي است كه از فكر كردن به زلزله‌اش نگران مي‌شوماينها كه گفتيد خيلي‌هايشان در محدوده مركزي شهر تهران هستند، ولي حتي اگر روي گسل هم نباشند معنايش صد در صد ايمن بودنشان نيست. مساله اين است كه در ساخت سازه‌هاي حساس و مهم بايد استاندارد‌ها رعايت شده باشند.

اما تاريخ ساخت اين سازه‌ها نشان مي‌دهد در آن زمان مطالعات ژئوفيزيكي پيش از ساخت انجام نشده است. اين طور نيست؟

من مي‌گويم شيوه درست اين است كه اگر مي‌گويند گسل شمال تهران خطرناك است، اجازه ساخته شدن برج‌هاي بلند و مجتمع‌هاي مسكوني را در شمال تهران ندهيم در حالي كه اين اتفاق افتاده است و روي زون اصلي گسل ساختمان‌سازي شده است. جنوب تهران هم مناطق خطرناكي دارد كه روي گسل ساختمان ساخته‌اند.

مركز تهران چه وضعيتي دارد؟

مركز تهران روي گسل مهمي نيست، اما مساله اين است كه اگر گسل‌هاي شمالي و جنوبي تهران بلرزند آيا ساختمان‌هاي مركز تهران و ديگر مناطق كه بر اساس استاندارد‌ها ساخته نشده‌اند، طاقت مي‌آورند؟ مردم ايمن مي‌مانند؟

سال‌ها پيش قرار بود نقشه‌اي كامل و جامع از موقعيت گسل‌هاي خطرناك تهران تهيه شود، اما كساني اجازه اين كار را ندادند. شما هم گمان مي‌كنيد دليلش وحشت از افت قيمت زمين‌هاي گرانقيمت برخي نقاط تهران است ؟

بله. بالاخره يك متر مربع زمين الان در شمال شهر قيمت بالايي دارد.

با اين وضعيت،‌ پيش‌بيني مي‌كنيد در آينده موفق شويد نقشه‌اي اين چنيني تهيه كنيد؟

جزو طرح‌هايمان هست، پيشنهادش را هم داده‌ايم، اما انجام چنين طرح‌هايي نيازمند صرف هزينه است و تا زماني كه هزينه نشود، پژوهش‌ها جامع و كامل نيستند و گرچه اطلاعاتي را اضافه مي‌كنند، اما سطح علمي‌مان را چندان در اين زمينه بالا نمي‌برند.

هر زلزله‌اي يك دوره بازگشت دارد، گفته مي‌شود دوره بازگشت زلزله‌اي با بزرگي بالاتر از 5 ريشتر در تهران به تاخير افتاده است. اين موضوع را قبول داريد؟

زلزله بزرگ قبلي در گسل شمال تهران 3 هزار سال پيش رخ داده است، اما هنوز دوره بازگشتش مشخص نيست. در جنوب تهران هم 3 زلزله تاريخي در منطقه ري داريم، اما دوره بازگشت آنها مشخص نيست. پس چه كسي مي‌تواند بگويد زمان آمدن اين زلزله‌ها دقيقا كي است؟ به تاخير افتاده‌اند يا هنوز وقتشان نرسيده است؟

رسيدن به اين اطلاعات نياز به پژوهش دارد و پژوهش بودجه مي‌خواهد. گاهي هزينه انجام يك آزمايش به 50 تا 100 ميليون تومان مي‌رسد. ما بارها در سال‌هاي 78، 82،‌84 و 86 از وزارت علوم و سازمان‌هاي ديگر براي دريافت بودجه براي چنين پژوهش‌هايي پروپوزال داده‌ايم، اما خبري از بودجه نبوده است.

از نگاه يك فرد علمي، به نظرتان تهران به عنوان شهري كه روي چند گسل لرزه‌خيز قرار دارد، ‌چقدر آمادگي رويارويي با بحران را دارد؟

در شهري كه حتي بارش تگرگ يا برف ممكن است رفت و آمد را تا ساعت‌هاي متمادي مختل كند يا در نقاطي از آن رانش زمين ديده مي‌شود يا ساختماني بدون وقوع زلزله فرو مي‌ريزد، طبيعي است كه از فكر كردن به زلزله‌اش نگران مي‌شوم و حس مي‌كنم زلزله يك فاجعه انساني به وجود مي‌آورد.

از نظر ما زلزله اخير تهران محاسني هم داشت مثلا جاي مطالعه بيشتر درباره گسل مسببش را براي زلزله‌شناسان باز كرد. ضمن آن كه سطح نگراني‌هاي منطقي مردم را درباره زلزله افزايش داد و آنها را ياد لرزه‌خيزي تهران و توجه بيشتر به اصول ايمني در اين زمينه انداخت.

مريم يوشي‌زاده

Monday, November 02, 2009

آیا انتقال پایتخت اشتباه است؟

با خبرهايي كه در مورد انتقال پايتخت در دو روز گذشته بر اساس مصوبه مجمع تشخيص مصلحت منتشر شد، اين موضوع موجب بحث ها و اظهار نظرهاي كارشناسي مختلف شده است. در باب اهميت موضوع در يادداشتي در همين صفحه ديروز توضويح مختصري دادم. ولي امروز در سايت روزنامه جام جم ديدم كه يك متخصص آي.تي. انتقال پايتخت را اشتباه دانسته بود و به جاي آن به توسعه زير ساخت فناوري اطلاعات در تهران كنوني و تلاش در جهت افزايش امكانات و كاهش ريست سوانح طبيعي اشاره كرده بود. در واقع پايتخت آينده را با توسعه شهر الكترونيك به جاي ايجاد يك پايتخت جديد ، امكان پذير دانشته بودند.

واقعيت آن است كه اولا بايد ديد كه صورت مساله چيست؟ آيا تهران با شرايطي كه در آن قرار گرفته تحمل شرايط كمي غير عادي تر از شرايط عادي را دارد؟ آيا امكان تردد در شهر و انتقال افراد با وقوع طوفان و يا يك آتش سوزي و هر نوع سانحه غير عادي - حتي در وسعت محدود - وجود دارد؟ در اين صورت آيا توسعه فناوري اطلاعات و شهر الكترونيك آيا مي تواند مساله تهران را حل كند؟ زير ساخت الكترونيك خود نياز به چه امكانات اوليه اي دارد؟ آيا آن امكانات در همين گستره كلانشهر تهران و پيرامون آن قابل فراهم شدن و توسعه بيشتر است؟

در ثاني بايد استانداردهاي اوليه ايمني را درنظر گرفت. آيا با انتقال چند اداره يا شركت به بيرون شهر يا استفاده از فضاي الكترونيك مشكل شهر تهران از نظر ايمني حل مي شود و يا فقط اين نوع زير ساخت ها مناسب تسهيل مكاتبات اداري و بروكراتيك هستند؟

حقيقت آن است كه مشكلات تهران به عنوان پايتخت - تهراني كه بخواهد پايتخت هم باشد - از نوعي است كه با توسعه فناوري اطلاعات قابل حل نيست. تهران به عنوان پايتخت ايران با افزايش مداوم جمعيت شهري و توسعه حاشيه هاي آن مواجه خواهد بود.

آدرس اشتباه ندهيم. انتقال پايتخت و ايجاد پايتخت جديد نه تنها اشتباه نيست، بلكه ايجاد فرصت براي آينده كشور و موجب افزايش ايمني است. با اشتباه خواندن انتقال پايتخت اگر هدف تبليغ موضوعي تخصصي ديگري باشد، ايرادي نيست، فقط مواظب باشيم كه تصميمهاي درست و در سطح كلان ملي با موضوعات فرعي مخدوش نشود.

Sunday, November 01, 2009

تهران باراني

ديروز پس از بازگشت از سفر با تهران باراني مواجه شدم و البته انبوه كارهاي مانده و انجام نشده! به هر حال فرصا خوبي براي اطلاع از آخرين فعاليتهاي انجام شده در زمينه خطر زلزله در كارگاه تخصصي يونسكو در ليسبون در طي هفته گذشته دست داد.

انتقال پايتخت : ضرورت آينده

در رسانه هاي مختلف در ديروز و امروز مطرح شد كه مجمع تشخيص مصلحت نظام، در ادامه بررسي طرح آمايش سرزمين در ايران، انتقال پايتخت سياسي را از تهران به مكاني ديگر تا پايان برنامه چشم انداز مصوب كرده است.

اين خبر به دليل اهميت ملي موضوع انتقال پايتخت هم براي آينده شهر تهران و همم از نظر ايجاد يك پايتخت امروزي و كارآمد براي كشور قابل استفاده براي نسلهاي بعد خبر خوبي است. مساله شهر تهران كه علاوه بر مسائل مختلفي كه در حال حاضر دارد، جمعيت بسيار زياد و به همين دليل مسائل گوناگون مرتبط با اين جمعيت متمركز در منطقه تهران نيز دارد. خطر زلزله نيز مزيد بر علت است. البته نبود امكانات مورد نياز براي چنين جمعيتي كه در پايتخت زندگي مي كند ضرورت رسيدگي به وضع تهران را حتي با انتقال پايتخت ضروري مي نمايد.

در مورد شهر تهران مسلم آن است كه جلوي رشد جمعيت به ويژه از طريق مهاجرت بايد گرفته شود. از سوي ديگر مساله تلاش براي كاهش ريسك هاي مختلف در شهر تهران ، از طريق كاهش آسيب پذيري، بهسازي و اجتنناب از مناطق پرخطر بايد با جديت دنبال شود.

مساله پايتخت جديد نيز ضرورتي براي آينده كشور است. ساخت پايتختي كه با طراحي مناسب و مدرن، امكانات زير بنايي مورد نياز براي نسلهاي بعدي در ان قابل تامين و قابل پيش بيني باشد، موجب افزايش فرصت براي كشور خواهد بود. از نظر معماري و طراحي شهري مي توان شهري با هويت طراحي نمود كه بر ميناي سابقه ايراني -اسلامي ما و هويت ملي و ديني شكل گيرد.

مناطقي با لرزه خيزي نسبي پائينتر در كشور وجود دارد كه به عنوان پارامتري مهم براي تعيين محل پايتخت جديد بايد در نظر گرفته شوند. البته پارامترهاي مهم ديگري نظير دسترسي، امنيت ، آب و هوا ، محيط زيست و ... نيز مطرح هستند كه آنها نيز در تصميم گيري بايد وارد شوند.


Monday, October 26, 2009

كارگاه تخصصي خطر زلزله - ليسبون - پرتقال

از دیروز برای شرکت در کارگاه تخصصی خطر زلزله به لیسبون ، پرتقال آمده ام. این کارگاه از سوی سازمان یونسکو برگزار می شود و متخصصانی از مناطق مختلف، به ویژه منطقه آسیا و مدیترانه و اروپا را گرد هم آورده است. سخنرانی نیز در روز پنج شنبه خواهم داشت. دیشب کمی بیرون هتل قدم زدم و مترو لیسبون را هم دیدم و در چند ایستگاه آن نیز به نحوه کار مترو و گردش کار آن و تمیزی و ... توجه ام جلب شد. سه خط اصلی مترو لیسبون، قسمتهای ساحلی را به بخش های شمال و شمال غرب و شمال شرق آن متصل می کند. معماری خاص سده های گذشته به ویژه آثار سده های میانه و دوران نوزایی آن با شهرسازی جدید که به ویژه در ده های اخیر- ۵۰ تا ۹۰ میلادی - شکل گرفته، ترکیب و هماهنگی جالبی در این شهر ایجاد کرده و ضمن حفظ ویژگیهای اختصاصی، شباهتهایی نیز با تمام شهرهای ساحلی منطقه مدیترانه را در ذهن تداعی میکند. از نظر ساختار و ویژگیهای فرهنگی شباهتهای مشخصی به ویژه به مادرید که حدود ۸ سال پیش از آنجا دیداری یک روزه داشتم، دارد. مخصوصا در ایستگاههای مترو، جملات فلاسفه و بزرگان فکر و اندیشه از پرتقال و سایر نقاط دنیا بردیوارها و حتی کناره های راهرو های مترو جلب نظر میکند.